غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
221
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و معارف و مثنوى بر وزن و اسلوب حديقهء شيخ سنائى جام جم نام و در آنجا بسى لطايف درج كرده است و در سنهء ثلث و ثلثين و سبعمائه آن كتاب را باتمام رسانيده وفات شيخ اوحدى در سنهء ثمان و ثلثين و سبعمائه اتفاق افتاد و در مراغه تبريز مدفون شد رحمه اللّه و غفرانه عليه و از جملهء اعاظم علماء آنزمان يكى قاضى عضد الدين عبد الرحمن بن ركن الدين بن احمد بن عبد الغفار الانجى است و آن جناب سرآمد فضلاء محققين و افضل علماء مدققين بود و در مبادى ايام شباب بتكميل فنون معقول و منقول و تحصيل فروع و اصول موفق گشته بافاده مشغولى ميفرمود همواره با صاحب سعيد خواجه غياث الدين محمد رشيد طريق مصاحبت مسلوك ميداشت و پيوسته مدح و ثناء جناب صباحى را بر ديباچهء مصنفات خود مينگاشت شرح مختصر اين حاجب در اصول فقه و متن مواقف در علم كلام و فوايد غياثيه در فن معانى بيان از جملهء مؤلفات آن فاضل خجسته صفاتست كه بنام نامى غياث الدين محمد در سلك تحرير كشيده و الحق كمال علم و دانش خود را در آن رسائل بر فوايد بابلغ عبارتى ظاهر گردانيده وفات قاضى عضد الدين در شهور سنهء سته و خمسين و سبعمائه روى نمود عليه الرحمة و الرضوان من الملك الرحيم المعبود و ديگرى از آن جمله واقف مواقف نكتهپردازى مولانا قطب الدين است و آن جناب را نيز نسبت بخواجه غياث الدين محمد اخلاص تمام بود و شرح مطالع و شرح شمسية را باسم شريفش تاليف نمود و از آن جمله ديگرى حافظ عبد الرزاق الفوطى است كه در علم حديث و فن تاريخ مهارت كامل حاصل داشت وفاتش در بغداد فى سنهء ثلث و عشرين و سبعمائه اتفاق افتاد و از جمله شعراى آنزمان يكى مولانا جلال الدين عتيقى است و اين مطلع در سلك منظومات او انتظام دارد كه مطلع از خاك كف پايت هرگرد كه بر خيزد * جانهاش فرو بارد دلهاش فرو ريزد و از آن جمله ديگرى فخر الدين فتح الله بن ابى بكر بن حمد اللّه المستوفى القزوينى است و اين مطلع از جملهء منظومات اوست كه مطلع صد گره باز بر آن زلف معنبر زدهء * عالمى را چو سر زلف بهم بر زده و از جمله مورخان آنزمان يكى برادر فخر الدين فتح الله حمد الله المستوفى است كه در سلك نويسندگان خواجه رشيد الدين فضل اللّه و پسرش خواجه غياث الدين محمد انتظام داشت و تاريخ گزيده را بنام نامى آنصاحبزاده سعيد تصنيف كرد و از جملهء مؤلفات حمد اللّه ديگرى نزهة القلوب است و از آن كتاب كمال فضيلت و جامعيت حمد اللّه بوضوح مىپيوندد و بسيارى از غرايب و عجايب عالم و خواص اشيا ظاهر ميگردد . ذكر ارپا خان نسبت ارپا خان كه او را قبل از وصول مرتبه سلطنت ارپاكاون مىگفتند بارتق بوكاء بن تولى خان مىپيوندد برين موجب كه ارپاكاون بن سوسه بن سنكقان بن ملك تيمور بن ارتق بوكاو سلطان ابو سعيد بهادر خان روزى بر زبان آورده بود كه چون از فرزندان هلاكو خان